چکیده:  

 برای موفقیت پایدارِ فرآیند جهانی شدن، لازم است بررسی کنیم که گسترش ابعاد مختلف آن چگونه بر فقر تأثیر می‌گذارند. برای روشن شدن بعضی ابعاد این موضوع، در این پژوهش فرضیه وجود رابطه منفی میان باز بودن تجاری و مالی، و فقر را بررسی می‌کنیم. بدین منظور با استفاده از داده‌های 31 کشور برای سال‌های 2012-1960، روش داده‌های تابلویی را به‌کار می‌بریم. همچنین، کشورها را به دو دسته توسعه‌یافته و درحال توسعه تقسیم می‌کنیم تا وجود تفاوت در تأثیر سیاست را شناسایی کنیم. به دلیل محدودیت اطلاعات، فقط از شاخص شدت تجاری (نسبت صادرات و واردات به تولید ناخالص داخلی) و نسبت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به تولید ناخالص داخلی، به عنوان معیارهایی برای ابعاد مختلف جهانی شدن استفاده می‌کنیم. نتایج چنین نشان می‌دهند که هرچند اثر مثبت باز بودن تجاری در کشورهای توسعه‌یافته و درحال توسعه بر افزایش درآمد متوسط فقرا و درنتیجه کاهش فقر را نمی‌توان رد کرد، اما از طرف دیگر اثر باز بودن مالی در کشورهای توسعه‌یافته و درحال توسعه متفاوت است؛ به شکلی که این اثر در کشورهای درحال توسعه یک اثر منفی بر درآمد فقراست. این نتیجه چنین پیشنهاد می‌کند که برای پایداری آثار مثبت باز شدن تجاری و مالی در کشورهای درحال توسعه، باز بودن تجاری باید مقدم بر باز بودن مالی باشد.

واژه‌های کلیدی: فقر، باز بودن تجاری، باز بودن مالی، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، جهانی شدن.

نویسندگان:

نجمه کوچک پور، غلامعلی فرجادی

علی مزیکی: استادیار گروه اقتصاد موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی

فصلنامه برنامه ریزی و بودجه – سال بیست و یکم، شماره 135، زمستان 1395.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.